مرتضى راوندى

280

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

علت ، مداخلهء سران ترك و تركان خاتون در امور مختلف مملكتى و تجاوز و زورگويى آنان به مردم به تشتت و نابسامانى اوضاع كمك كرد . در همين ايام در آسياى صغير جنگ سلاجقهء روم با عيسويان روم شرقى ، و در مصر و شام جنگ و جهاد با صليبيون ادامه داشت و در سرزمين هندوستان نيز جنگ و اختلاف بين بازماندگان ملوك غزنوى و غورى در گرفته بود . به اين ترتيب ، در موقعى كه عالم اسلام از هر طرف مورد تهديد و تعرض بيگانگان بود ، از قضا در هيچيك از ممالك اسلامى يك نفر پادشاه مقتدر يا فرمانفرماى مدبر عاقل وجود نداشت كه با زور بازو و يا به نيروى عقل ، از پيش آمدن سيلهاى خانه‌برانداز جلوگيرى كند و نگذارد ممالكى كه چشم و چراغ دنياى آن عصر بود ، پاىكوب سم ستوران وحشيترين قبايل و دستخوش اغراض سبعانهء اعدى عدو تمدن و آبادى گردد ؛ بلكه بر عكس ، زمام اختيار امور مسلمين در دست خليفهء بىكفايت مغرضى مثل الناصر - لدين اللّه و پادشاه غافل بىتدبيرى مانند سلطان محمد خوارزمشاه بود كه اغراض شخصى و خصومتهاى فردى ايشان ، بالاخره آتشى در عالم برافروخت كه خاندان هردو را به باد داد و دود آن ، چشم فروزندهء تمدن مشرق را يكباره كور كرد . « 142 » وضع اجتماعى مغولان مقارن ظهور چنگيز در اواخر قرن ششم هجرى ، قبايل چادرنشين آسياى مركزى تحت رهبرى چنگيز خان ، به زور شمشير ، قسمت اعظم جهان متمدن آن روز را ، كه از اقيانوس آرام تا درياى سياه و بحر متوسط ( مديترانه ) ممتد بود تحت نفوذ سياسى و اقتصادى خود درآوردند . قبل از آنكه از فتوحات چنگيز سخن گوييم بايد ببينيم وضع اجتماعى قبايل مغول مقارن روى كار آمدن چنگيز خان به چه صورت بوده است . طبق نظريهء محققان شوروى در آن دوران ، قبايل مغول به دو دسته تقسيم مىشدند ؛ قبايل جنگلى كه كارشان ماهيگيرى و صيد حيوانات بود ، و قبايل صحرايى كه چادرنشين بودند و به دامدارى مىپرداختند . دستهء اخير الذكر با گله‌هاى خود زمستان را در صحراها و تابستان را در مراتع كوهستانى مىگذراندند . اينان دامهاى بزرگ شاخدار و گوسفند و بز و اسب تربيت مىكردند و در يورتهاى مدور بزرگى كه بر چرخها قرار داشته و به وسيلهء گاوهاى نر كشيده مىشدند ، از محلى به محل ديگر نقل مكان مىنمودند و سالى چندين بار مرتع عوض مىكردند . دامدارى و شكار تمام نيازمنديهاى زندگى ايشان را تأمين مىنمود . در گذشته ، قبايل مغول مرحلهء سازمان جماعت بدوى را مىگذراندند ( يعنى نيروها و وسايل توليدى آنها بسيار ابتدايى بود ؛ فعاليتهاى توليدى به طور دسته‌جمعى صورت مىگرفت . و به همين مناسبت ، وسايل توليد به همهء افراد قبيله تعلق

--> ( 142 ) . عباس اقبال ، تاريخ مغول ، ص 14 .